سيد حسن مير جهانى طباطبائى
397
جنة العاصمة ( فارسي )
يعنى : در حالى كه اهل بهشت در نعمتهاى خود هستند ، ناگاه نورى ساطع مىشود كه گمان مىكنند آفتاب است ، پس مىگويند : پروردگار ما مىگويد : در بهشت آفتاب را نمىبينند ، رضوان خازن بهشت مىگويد : فاطمه و على خنديدند بهشتها از نور خنده ايشان روشن شد . اين خبر را نيز ديگران از ايشان بطرق خود در كتابهايشان روايت كردهاند . حديث سى و هفتم اول كسى كه بعد از پيغمبر داخل بهشت مىشود فاطمه است علّامه خطيب خوارزمى در كتاب مقتل الحسين بسند خود از ابى هريره از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : أوّل شخص يدخل عليّ الجنّة فاطمة ، الحديث « 1 » . يعنى : اول شخصى كه در بهشت بر من وارد مىشود فاطمه است . جمع كثيرى اين حديث را در كتب خود روايت كردهاند از جملهء آنها است عبد الرحمن سيوطى در كتاب الخصائص الكبرى « 2 » . و علّامه جمال الدين محمّد بن يوسف زرندى حنفى در كتاب نظم درر السمطين « 3 » . و علّامه سيّد على همدانى در كتاب مودّة القربى « 4 » . و علّامه ذهبى در كتاب ميزان الإعتدال « 5 » .
--> ( 1 ) خطيب خوارزمى ، مقتل الحسين ص 76 . ( 2 ) عبد الرحمن سيوطى ، الخصائص الكبرى ج 2 ص 225 . ( 3 ) زرندى حنفى ، نظم درر السمطين ص 180 . ( 4 ) سيّد على همدانى ، مودّة القربى ص 103 . ( 5 ) ذهبى ، ميزان الإعتدال ج 2 ص 131 .